خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    ما را شکست داد جهان ، با همه توان

    آنسان که قاصر است زگفتار آن ، زبان

    هرلحظه اش به سان هزاران هزار بود 

    لذت یکی ولیک عذابش هزار بود 

    عاشق شدم وَ عشق فراموشمان نشد 

    شهدی بداد ،زهر بود، که ما نوشمان نشد

    ظاهر چو انگبین و ، به واقع چو زهر مار

    لعنت کنی به خود که زنی لب ، هزار بار

    ما را ببین تجسم ِ یک عمر سازشیم 

    چون مَترَسَک به روی سنش در نمایشیم (سن:محل نمایش)

    آوخ که عمر رفت و ، جوانی تباه شد 

    هرآرزو که مانده به دل چون گناه شد 

    حالا نشسته ایم به امید هیچ و پوچ

    تاقرعه کی به نام بیفتد ، کنیم کوچ

    القصه غیر غصه و غم حاصلی نبود 

    در این معامله هرگز نبود سود 

    دیگر منال "رسا" همین است زندگی

    کارت در این جهان نَبُوَد غیر بندگی 

     


    این مطلب تا کنون 23 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : هزار ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده